بسم الله الرحمن الرحیم
آتش غم عزای قتل ولی خدا یک سال دیگر هم در محرم بر جانها افتاد و داغ تاریخ را زنده کرد.
این داغ داغ بی یاوری ولی الله است که جان می کاهد از شیعه
داغ بی پاسخی هل من ناصر ینصرنی پاک ترین انسان روزگار
و داغ غفلتهایی که شیعه را می تواند زنده بگذارد در حالی که ولی اش به گودی قتلگاه روانه می شود...
کربلا و عاشورا مکتبی ست که اگر بیدار باشیم و زرق و برق دنیا دل و عقل مان را نربوده باشد و غرق در غفلت نباشیم درس پیروی از ولی را باید بیاموزیم.
عاشورا هر سال می آید تا به ما شیعیان یادآور شود که آی شیعه نتیجه تنها گذاشتن امام و مقتدا چنین مصیبت بزرگی را بر جان تاریخ وارد می کند. کاش محرم ها هنگام برتن کردن رخت عزای مولا و شرکت در روضه ها و عرض ادب به ساحت مولا به این بیاندیشیم که وظیفه ی ما در قبال امام معصوم زمانمان چیست؟ اصلا چقدر باور داریم که یک انسان عزیز به همان عظمت حسین(ع) در زمانه ی ما زنده است و منتظر؟ اصلا چرا امام معصوم زمانمان، فرزند عزیز حضرت زهرا(س) ظهور نمی کند؟ چرا این تنهایی طولانی این انتظار سخت به پایان نمی رسد؟ ماچقدر آقایمان را دوست داریم؟ چقدر برای این تنهایی طولانی شان نگران و ناراحت شده ایم؟ اصلا چرا آقا باید تنها بماند مگر ما اینهمه شیعه عاشورا به خیابانها نمی آییم برای عزاداری بر پدر مظلومشان؟ این تداوم تنهایی در برابر این همه اظهار ارادت و عشق به مولا چه معنی می دهد؟
می دانی از چه چیز می ترسم؟
از اینکه خدا بگوید: "ولی من فریب ظاهر اینها را نخور گذشتگانشان به حسین(ع) هم هزاران نامه عشق و اظهار ارادت فرستادند اما چگونه از وی پذیرایی کردند؟"
کوفیان در نامه هاشان می نوشتند:
چه تفاوتی ست بین نامه های کوفیان و ندبه های ما؟
آری امام حسین(ع) را منتظرانش کشتند.
12000نامه ى انتظاراز جانب کوفیان به امام حسین رسید
درمتن آخرین نامه آمده بود:
"اى فرزندرسول خدا!
هرچه زودتربه نزد مابیایید که مردم درانتظار شمایندواندیشه اى جزشما ندارند!"
آری دوستان شاید خدا دیگر نمی خواهد به واسطه ی غفلت مدعیان بار دیگر زبانم لال ولی اش را تنها و در گودی قتلگاه ببیند که اجازه ظهور نمی دهد.
نکند خدا ما را به واسطه اعمال و غفلت هایمان از قماش کوفیان می داند که اجازه ظهور نمی دهد. آخر این چه رازیست در گذر عاشوراها و سفرهای کربلا و امتداد غفلت ها که هیزمی شده بر آتش سرد غیبت؟
نکند غیبت علاجی باشد بر عاشورایی دیگر...
چقدر به سرباز شدن و سربازی در این مسیر غدیر تا عاشورا تا ظهور اندیشیده ایم؟
چه برنامه ای برای خودمان ریخته ایم؟
اصلا جمعه این هفته آقا آمد تازه باید وقت بگیریم که آقا اجازه ما برویم آماده شویم؟ خیر برادرمن، خواهر من، خود من با برآمدن خورشید نماز صبح قضاست...
انتظار را برای خودمان معنا کنیم، و معنی اش را در عمل بکار بندیم تا که از مخاطبی این سخن خارج شویم:
به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد
بگو تا انتظار اینست اسبى زین نخواهد شد
این سوالها را هر روز و در هر بزنگاه تصمیم ساز باید از خود بپرسیم و نسبت خویش را با ولی خدا و ظهورش روشن کنیم؟
الان وظیفه ی من در قبال ولی خدا(عج) چیست؟
کدام تصمیم در راه مورد قبول و پسند ولی خداست؟
و...
بیایید فکر کنیم دوره ی آموزشی شروع شده است... آموزشی سربازی صاحب العصر و الزمان(عج). با این تفاوت که این پادگان در مدیریت خودمان است و برنامه های آموزشی و تربیتی اش را خودمان البته با تمسک به دین طراحی می کنیم.
آیت الله قرهی (رئیس حوزه علمیه امام مهدی): "زمان ظهور زمان پرورش سرباز نیست. زمان عمل است. سربازها باید از الان آماده شوند. ای جوان آماده شو. مراقب چشمت باش. با امام زمان مانوس شوید. شبها قبل از خواب با مولا خلوت کنید با آقا صحبت کنید."
بیایید "عهد"هامان مرتب تر شود
پوتین ها را محکم تر ببندیم
دلها را امام زمانی تر کنیم.
اللهم عجل لولیک الفرج

























نویسنده ی ارزشی:مهدی کیخا::نظرات ارزشی [ ارزشی]