سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
محفل رندان غزلی از امام روح الله - بر و بچه های ارزشی









به نام نامی توحید






محـفـل رندان


 


آیـد آن روز کـه خـاک سـر کـویش باشـم
تـرک جان کـرده و آشـفـته رویـش باشـم



سـاغـر روح فـزا از کـف لـطفـش گـیـرم
غافل از هر دو جهان بسته ی
مویش باشم



سر نهم بر
قدمش بوسه زنان تا دم مرگ
مـسـت تا صبح قـیامـت ز سـبـویـش باشم



همچو پروانه بسوزم بر
شمعش همه عمر
محو چون می زده در روی
نکویش باشم



رسد آن
روزکه درمحفل رندان سرمست
رازدار
هـمـه اســرار مگــویــش بـاشـم



یـوسـفـم گـر نـزنـد بـر ســر بـالـیـنـم ســر
هـمچـو یعـقـوب دل آشـفـته بـویـش باشـم


 


«امـام روح الله»



  • کلمات ارزشی: امام روح الله
  • خواننده گرامی جهت برقراری ارتباط با مدیر وبگاه فقط در نوشته های مدیر نظر قرار دهید