سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
آدمی که شهوت قدرت وجودش را گرفته پیرو خط امام است؟1 - بر و بچه های ارزشی








حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حیمد روحانی یار نزدیک امام راحل:

آدمی که شهوت قدرت وجودش را گرفته پیرو خط امام است؟/ وقتی رأی نمی‌آورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود


حجت الاسلام دکتر سید حمید روحانی، رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر و از یاران و نزدیکان امام خمینی از ابتدای نهضت، در سخنان مهمی در افتتاحیه طرح تفسیر آفتاب بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به تبیین شاخصه های خط امام و ارتباط آن با مدعیان امروزی آن پرداخت.


به گزارش رجانیوز، در این مراسم که با عنوان «خط امام؛ کدام خط امام؟» در آمفی تئاتر مرکزی دانشگاه صنعتی امیرکبیر برگزار شد، نویسنده ی کتاب ارزشمند «نهضت امام خمینی» تأکید کرد: امروز با شعار خط امام سعی می‌کنند خط امام را بی‌رهرو سازند. اما این توطئه هم مانند توطئه‌های دیگر با شکست مواجه می‌شود.


وی ضمن بیان لزوم شناختن خط امام، اولین ویژگی مهم امام خمینی را خودسازی و ندیدن خود دانست و ضمن بیان خاطراتی در این زمینه، خاطرنشان کرد: اما کسانی که دنبال «منیت» اند، وقتی رای نمی‌آورند حاضرند شهری به آتش کشیده شود. آدمی که شهوت قدرت سراسر وجودش را گرفته، سهم و میراث از انقلاب می‌خواهد، پیرو خط امام است؟


این یار امام راحل، پیروی از ولایت را دومین ویژگی بارز خط امام بیان کرده و ادامه داد: علت العللی که تا سال 42 نهضت‌شان را شروع نکردند، پیروی از ولایت فقیه بود. حضرت امام پیش آقای بروجردی می رفتند، انتقاد و اعتراض‌شان را می‌گفتند اما چیزی بروز نمی‌دادند. حالا آنهایی که جاهایی که مغایر نفسانیت‌شان است رو به روی مقام معظم رهبری می‌ایستند، خط امامی‌اند؟ حتی آنهایی که وقتی به قدرت می‌رسند، نامه‌ی مقام معظم رهبری در برداشتن کسی را نادیده می‌گیرند، به آنها هم باید هشدار داد.


رئیس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضمن بیان همصدا نشدن با دشمنان اسلام (حتی برای لحظه ای) به عنوان ویژگی سوم امام گفت: حال آنهایی که با استکبار جهانی و منافقین و سلطنت طلبان هم صدا شدند، خط امامی هستند؟ اینها نه تنها منحرف شدند، خط دهی هم می‌کنند! برای روز قدس با بیگانگان مصاحبه می‌کنند که اپوزیسیون در روز قدس حتما به صحنه می‌آید! امکان ندارد خط امام هم صدایی با استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌المللی باشد. امام حتی حاضر نشد برای لحظه‌ای با دشمنان اسلام هم صدا شود. مانند حضرت امیرالمومنین که بعد از سقیفه، درخواست بیعت ابوسفیان با خود را رد کرد. این آقایانی که یک عمر بالای منبر از علی (ع) می‌گفتند و گذشتن از حق برای ایجاد نشدن تفرقه را توصیه می‌کردند، اصلا بر فرض که حقی از ایشان ضایع شده بود، چطور حاضر شدند کشور را به فتنه و آشوب بکشند؟!


این یار قدیمی و نزدیک امام خمینی با نقل عملکرد وطن‌فروشانانه‌ی مدعیان وطن‌پرستی، گفت: زمان رضاخان کار زیادی کردند برای باستان‌گرایی و وطن پرستی! همین شد که غربی‌ها که قرن‌ها نتوانسته بودند دنیای اسلام را شکست دهند، اما با ضعیف کردن اتحاد اسلامی شکست نصیب شد. اما امام با وحدت اسلامی و اتحاد پیروزی را کسب کرد.


وی با انتقاد از کسانی که ملی‌گرایی مقابل اسلام قرار می‌دهند، ادامه داد: امروز دشمن با شعار ایران، ایران، مقابل اسلامی می‌خواهند ما را شکست دهند. در همین برنامه‌هاست که شعار نه غزه نه لبنان ساخته می‌شود.


نویسنده‌ی کتاب «نهضت امام خمینی» ادامه داد: اصلا فرض کنیم مسلمان نیستیم و حدیث پیامبر را نشنیده‌ایم که اگر صدای یاری طلبی مسلمی را بشونیم و یاری نکنیم، مسلمان نیستیم. فرض کنیم انسان هم نیستیم و از روی عواطف انسانی نیز نخواهیم به آنها کمک کنیم. اما فکر کردید صهیونیست‌ها عاشق شن و خاک فلسطین‌اند؟ آنهایی که تمام عمرشان پی پول بوده اند، بوی نفت در خاورمیانه آنها را به یاد ارض موعود انداخت! دلیل آنکه امروز به ما تعدی نمی‌کنند آن است که در خط مقدم گیر کرده اند. حمایت از فلسطین، حمایت از ایران است.


وی با تحلیل شرایط منطقه تاکید کرد: حمله به عراق و افغانستان مقدمه حمله به ایران بود. حتی جنگ 33 روزه ساختن حاشیه امن برای صهیونیست‌ها در صورت حمله به ایران بود. تا نکند موشک‌های حزب الله به تلافی حمله به ایران صهیونیست‌ها را مورد هجوم قرار دهد.


رئیس بنیاد تاریخ پژوهی ایران معاصر، افزود: آنکه شعار نه غزه نه لبنان سر می‌دهد، می‌داند چه می‌گوید؟ خط حمایت از غزه و لبنان برای ایران است. اگر آنها نباشند ایران مورد تهاجم خواهد بود. شعار نه غره نه لبنان یک شعار صهیونیستی تا راحت بتوانند ایران را مورد سرکوب قرار دهند.


متن سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر سید حمید روحانی پیرامون مولفه های خط امام در ادامه آمده است:


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ


رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِی یفْقَهُوا قَوْلِی


     فرا رسیدن میلاد مسعود امام هشتم علی ابن موسی رضا (ع) پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر امام زمان (عج)، مقام معظم رهبری (عطاء الله عمره)، ملت قهرمان پرور ایران و به شما خواهران و برادران معزز تبریک و تهنیت عرض می کنم. امیدوارم خداوند متعال به همه‌ی ما توفیق عنایت کند، که از پیروان راستین ائمه معصومین (ع) باشیم و از مسیر حق انحراف پیدا نکنیم و به کج راهه نرویم.


از برادران بسیج دانشجویی که اظهار لطف کردند و این وسیله و شرایط را فراهم کردند که ما در جمع شما عزیزان با هم به گفتگو بنشینیم، به سهم خودم تشکر می‌کنم. قبل از آغاز سخن هم تقاضایی دارم که یادداشت‌هایی بین خواهران و برادران توزیع بشود که سوالاتشان را مطرح کنند که ما در این جا متکلم وحده نباشیم و از نظرات عزیزان استفاده کنیم.


بحثی که به من واگذار شده در مورد خط امام هست. من به عنوان مقدمه نکته‌ای را لازم می دانم، به آن بپردازم. آن جریان خط موازی است. خط موازی در اصطلاح سیاسی به معنای آن است که وقتی دشمن نمی‌تواند راه یک ملتی را، هدف یک ملتی را، حرکت یک ملتی را، با شکست مواجه سازد، تلاش می‌کند با ماسک مردمی با ماسک هدفمندی با تظاهر به این که در خط همین ملت، همین مردم حرکت می کند و راه آنها را و هدف آنها را دنبال می‌کند، به صحنه بیاد و در اثنای کار راه مردمی را حرکت مردمی را به بیراهه ببرد و زمینه را برای انحراف پدید بیاورد. این شگرد در طول تاریخ سوابق ممتدی دارد. شما ببینید وقتی که حضرت موسی (علی نبینا و آله و علیه السلام) قوم بنی اسرائیل را از چنگال فرعون نجات می‌دهد، بت پرستان، زرپرستان، فرعون پرستان، سرکوب می‌شوند. ملت بنی اسرائیل از بت پرستی به خدا پرستی کشیده می‌شود و توحید در جامعه حاکم می‌شود، آن کسانی که خداپرستی و توحید را با منافع خودشان متضاد می‌دیدند میآیند و خط موازی را می آورند. چی کار می‌کنند؟ در آن فرصتی که حضرت موسی حضور ندارد گوساله‌ای را می‌سازند و به مردم می‌گویند آن خدایی که موسی شما را به پرستش آن دعوت می‌کند، این است. این را عبادت کنید و از این طریق مردم را از خداپرستی به گوساله پرستی سوق می‌دهند. این را می‌گویند خط موازی؛ گردنکشان قریش، بت پرستان عرب وقتی که نتوانستند بعثت پیامبر اکرم را در جزیرة العرب با شکست مواجه سازد، آن همه مصائب و بلاهایی که بر سر آن حضرت آوردند، نتیجه نداد و بعثت جلو رفت و فراگیر شد. به خط موازی روی آوردند. آمدند مسجد ساختند. تلاش کردند با مسجد، مسجد خدا را ببندند و راه خدا را بی رهرو سازند. که اون آیه شریفه نازل شد: « َسْجِدًا ضِرَارًا وَکُفْرًا وَتَفْرِیقًا بَینَ الْمُؤْمِنِینَ» مسجدی بر پایه فتنه به وجود آمده است برای ضرر و زیان مستقیم به وجود آمده است برای تفرقه به وجود آمده است، خرابش کنید! وقتی که معاویه و همراهان او و لشکریان او نتوانستند با قدرت نظامی علی (ع) را به شکست بکشانند، به خط موازی روی آوردند. قرآن بر روی نیزه کردند! بله! ما پیرو قرآن هستیم. الحکم لله. بیایید به قرآن عمل کنیم! این را می‌گویند خط موازی.


در تاریخ سیاسی دنیا این گونه ترفندها فروان وجود داشته و دارد. وقتی که جمال عبدالناصر رهبر مصر ملت عرب را علیه صهیونیسم و امپریالیسم به حرکت در آورد، آمریکا و انگلیس و عوامل آنها و رژیم صهیونیستی احساس خطر کردند. با قدرت نظامی با جنگهای طولانی نتوانستند ملت عرب را و دولت مصر را به شکست بکشانند، به خط موازی روی آوردند.حزب صهیونیسم را به نام حزب بعث در کشورهای عربی تشکیل دادند. حزب بعث به ظاهر تندترین و حادترین شعارهای ضدصهیونیستی را سر می‌داد. اما در عمل در جای جای مراکز حساس بزرگترین ضربه را به ملت عرب وارد کرد. که اگر بخواهم وارد آن بحث بشوم، خودش یک بحث طولانی است که بعثی‌ها در کشورهای عربی چه خیانت‌ها کردند. آخریش مساله جنگ با ایران بود. اسرائیل و آمریکا احساس کردند که با پیروزی انقلاب اسلامی ممکن است جنگی درباره فلسطین به وجود آید و در آن صورت نابودی رژیم صهیونیستی حتمی است. اینجا بود که صدام را به عنوان پیشمرگ صهیونیست‌ها به صحنه آوردند و آن جنگ 8 ساله را برا ایران تحمیل کردند تا اسرائیل نجات پیدا کند. اینها خط موازی است. رژیم‌های بعثی با تندترین شعارهای ضد صهیونیستی به میدان می‌آمدند اما می‌بینیم در عمل این روش را دنبال می‌کردند.


با پیروزی انقلاب اسلامی هم می‌بینیم همین شیوه به کار گرفته شد. اول تلاش کردند با جنگ تحمیلی، با ترورهای داخلی، با جنگی‌هایی در کردستان و نقده و گنبد، با تحریم اقتصادی، انقلاب ایران را از پای درآورند.اما دریافتند که این انقلاب ریشه‌دارتر از آن است که با اینگونه توطئه ها و تخریب ها از پا در بیاید. اینجاست که می‌بینیم به خط موازی روی آوردند. امروز با شعار پیروی از خط امام با شعار دفاع از امام، با شعار خط امام، تلاش می‌کنند، راه امام را بی رهرو سازند، خط امام را به شکست بکشند. بهترین شیوه و شگرد در مقابل این توطئه این است که ملت ما بهتر خط امام را بشناسد و به خط امام توجه کند. الحمدلله باید خدا را سپاس گفت ملت ایران آن آگاهی را که دارد، آن رشد سیاسی را که کسب کرده است ترفندها را توطئه‌ها را خوب می‌شناسد. من اطمینان دارم این توطئه هم مانند توطئه های دیگر با شکست مواجه می‌شود. اما در عین حال وظیفه ماست که در این زمینه هشدار دهیم. زنگ خطر را به صدا در آوریم. و به همه عزیزان آگاهی ببخشیم. ما در این مرحله باید نخست خط امام را به درستی بشناسیم. ببینیم خط امام چیست تا مشخص شود کسانی که مدعی خط امام هستند تا چه حدی در این قضیه راستگو اند و درست می‌گویند. در این زمینه به صورت اجمال با وقت محدودی که دارم، بعضی از ویژگی‌های حضرت امام و خط امام را اینجا بازگو می‌کنم. امیدوارم اینها سرفصلی بشود برای آگاهی بیشتر از مطالعه اهل نظر پژوهشگران دانشجویان در زمینه خط امام.


ما وقتی در زمینه زندگی حضرت امام مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که نخستین ویژگی حضرت امام از خود رستگی است. بزرگترین رمز حضرت امام این بود که از خود رسته بود. خود را نمی‌دید. ببینید از خود رسته و خود را ندیدن در این مرحله است که خیلی دست و پا نمی‌زنیم که به قدرت، شهرت و مقام برسیم. اما وقتی که شهرتی باشد، قدرتی باشد، بدش نمی‌آید. بالاخره انسان است. انسان نمی‌تواند از این مساله بگذرد. قدرت دوست داشتنی است. شهرت دوست داشتنی است. انسان خیلی وارسته این است که دنبال قدرت نرود اما اگر قدرت به او رو آورد استقبال می‌کند. اما من می‌خواهم این ادعا را داشته باشم. که امام به طور کلی از قدرت متنفر بود. همانی که حضرت علی (ع) می‌فرماید. که این لنگه کفش پاره ارزشش از این قدرت و مقام برای من بیشتر است. امام به این مقام رسیده بود. من یک روایتی دیدم که اگر در زندگی خودم با امام مواجه نشده بودم، می‌گفتم مصداقش فقط ائمه معصومین و پیامبران الهی می‌توانند باشند. انسان عادی نمی‌تواند به این مقام برسد. مضمون روایت این است که اگر می‌خواهید بدانید، کارتان، حرکتتان، عملتان برای خدا هست یا نه ببینید وقتی از کارتان تعریف می‌شود خوشحال می‌شوید یا نمی شوید. وقتی در یک جمعی، محفلی از شما تعریف می‌شود، خوشحال می‌شوید یا ناراحت می‌شوید. اگر خوشحال می‌شوید بدانید در زوایای قلبتان چیزی غیر خدا هم هست. خیلی مشکل است. منی که اینجا نشسته‌ام وقتی از کتابم تعریف بشود خوشحال می‌شوم.مگر می‌شود کسی بدش بیاید. اما امام به این مقام رسیده بود. و وقتی می خواست از ایشان ستایش بشود بدش می‌آمد. ناراحت می‌شد. بارها برای من اتفاق افتاد که در مدتی که در نجف در محضر حضرت امام بودم، سفری به اروپا داشتیم. دعوت می‌کردند دانشجویان انجمن اسلامی. در اثنایی که در این سفر بودیم، امام سخنرانی کرده بودند، اعلامیه داده‌بودند، بازتاب وسیعی داشت، با استقبال دانشجویان مواجه شده بود. من وقتی از این سفر برمی‌گشتم می‌خواستم برای امام تعریف کنم که این اعلامیه شما، سخنرانی شما، چه عکس العملی داشت. امام ناراحت می‌شد. حرفی در حرف دیگر می‌زد نمی‌گذاشت حرفم را تا آخر بزنم. در ایران یادتان هست که وقتی مرحوم فخرالدین حجازی –رحمة الله علیه- در حسینیه جماران در حضور امام وقتی آیه شریفه الله نورالسماوات و الارض راقرائت کرد و به امام تقدیم کرد. امام آنجا اعتراض کرد. من به خدا پناه می‌برم. من از اینگونه صحبت‌ها ناراحت می‌شود. من از آقای حجازی گله مندم. در جریان دیگری که مردم در حضور امام وقتی امام وارد حسینه جماران شد، این شعار را سر دادند که توطئه چپ و راست، کوبنده‌اش روح‌الله است. امام اعتراض کرد. روح الله کی است؟ شما کوبنده توطئه هستید. در جای جای سخنانش سعی می‌کند بگوید این انقلاب را من نبود به سرانجام رساندم، این خدا بود، این مردم بودند. حتی سریعا تعبیر می‌کردند. الکی تعبیر من است. الکی از این و آن تعریف نکنید. انقلاب ربطی به شخص نداشت. در سال 1340 آیت الله العظمی بروجردی از دنیا رحلت کردند. از روز فوت ایشان تا چهلم ایشان مجلس بزرگداشتی برای آن مرجع بزرگ در مساجد قم برگزار می‌شد. همه ی مراجع شرکت می‌کردند. امام شرکت نمی‌کرد. عدم شرکت امام باعث حرف و حدیث شده بود. چند نفر از اساتید بلند شدند رفتند پیش حضرت امام. عرض کردند که عدم حضور شما در مراسم ختم آیت الله بروجردی باعث حرف و حدیث شده است. خوب است شما شرکت کنید. امام فرموده بودند من خودم میل داشتم در این گونه مراسم شرکت کنم اما یک بار که وارد شدم برخوردی با من شد که برای من ناخوشایند بود. لذا تصمیم رفتم دیگر نیایم. برخورد ناخوشایند چه بود؟ این بود که وقتی امام وارد می‌شود آن قاری قرآن یا کس دیگری می‌گوید برای سلامتی آیت الله خمینی صلوات ختم کنید. این برای امام می‌شود برخورد ناخوشایند. این انسانی که به این مقام رسیده است می‌تواند به ملتش به دینش به کشورش خدمت کند. اما کسانی که دچار منیتند، برای یک دستمالی قیصریه را به آتش می‌کشند، به خاطر این که باورشون اومده که رای نیاوردند، می‌خواهند کل کشور به آتش کشیده شود.به ویرانه ای تبدیل شود. انتخابات باطل شود. شاید در دوره‌ی دیگر با دوز و کلکی به قدرت برسند. اینها طرفدار خط امامند؟ خط امام این است؟ آدمی که یکپارچه شهوت قدرت او را گرفته نمی‌فهمد چه کار دارد می‌کند چه می گوید، در خط امام است؟ آقایی که نامه‌ی سرگشاده به مقام معظم رهبری می‌نویسد شروع می‌کند از گذشته می‌گوید، بله زمانی من و شما و آقای بهشتی را چنان می‌گفتند چنین می گفتند، به عنوان رکن اساسی انقلاب... یعنی چی؟ یعنی ارث و میراث می خوام؛ یعنی سهم من در این انقلاب چیه؟ این خط امامه؟ با منیت، با هواپرستی، با خودخواهی نمی توان پیرو خط امام بود. خط امام در مرحله ی اولش خود سازی است. اگر انسان تونست از خودش بگذرد، به قول حافظ از خود بگذر که رستی، یک چیزی به همین مضمون. ولی انسانی که دچار کشش شخصیته، تمام مصائب از همان جا ریشه می گیرد. الدنیا رأس کل خطیئه. تمام این مسائل و این بلاهایی که الان داره بر سر ما می‌آید، مربوط به جنگ قدرت و خود خواهی ها و خود پرستی ها و قدرت پرستی هاست. بنابراین این مسأله اول که خط امامی کسی است که - نمی گویم به مقام امام برسد- آن که به نظر من محال است. البته برای شما جوان ها نه، برای امثال من. چون انسان هر چقدر سنش بگذرد اراده ضعیف می شود و شهرت طلبی و قدرت خواهی بیشتر می شود. شما جوان ها انشاء الله بتوانید از الان به فکر خودسازی باشید تا به یک مقامی برسید. ما حالا آن را نمی خواهیم؛ لا اقل انسان حاضر نباشد به خاطر قدرت، دینش و ناموسش و وطنش و همه چیزش را فدا کند. راضی بشود که این کشور به فتنه و فساد کشیده شود و به آتش کشیده شود و جنگ داخلی به راه بیافتد چراکه فکر کند که چرا من به قدرت نرسیدم.


موضوع دوم در مورد خط امام پیروی از ولایت است. شاید بعضی گمان کنند امام از زمانی که به مقام مرجعیت و رهبری رسیدند مسأله ی ولایت برای ایشان مطرح شد. امام در زمانی که طلبه بودند به این مسأله توجه داشتند. خیلی ها از ما سوال می کنند که چرا امام تا سال 1341 نهضت را شروع نکردند؟ زمانی که شاه ضعیف شده بود، شرایط در ایران بیشتر فراهم بود، نهضت ملی شدن صنعت نفت در ایران مطرح بود، فدائیان اسلام در صحنه بودند، چرا امام در آن مقطع وارد صحنه نشدند و مبارزه نکردند؟ و گذاشتند زمانی که رژیم به عنوان یک امپراتور بر اوضاع کشور مسلط شده و شرق و غرب با او همدست شده اند و او را حمایت می کنند، نفس ها رو بریده، قلم ها را شکسته، و در این شرایط نهضت را آغاز می کنند؟ علت العلل این که امام تا سال 41 نهضت خود را آغاز نکردند برای این بود که پیرو ولایت فقیه بودند و تا زمانی که آیت الله بروجردی در قید حیات بودند، امام به خود اجازه نداد تا بر خلاف رأی و نظر ایشان حرکتی بکنند و قلمی بزنند و سخنی بگویند. البته محضر ایشان می رفتند و اعتراض می کردند، انتقاد می کردند، پیشنهاد می دادند، اما وقتی در محضر ایشان خارج می شدند نه سخنی بر خلاف رأی ایشان بر زبان می آوردند و نه اجازه می دادند که کسی به آن مرجع بزرگ اهانتی بکند، جسارتی بکند و طعنه ای بزند، و حتی کسانی را که امام به عنوان انسان های مخلص و متعد قبول داشت اما به خاطر برخورد ناشایست آن ها با مرحوم بروجردی، تا آخر عمر امام حاضر نشد از آنها ستایش و یا حمایتی بکند و یا از آن ها اسمی بیاورد. انتخابات که تمام شد مقام معظم رهبری فرمودند که اعتراضات خود را از مسیر قانونی پی گیری کنید، کسانی که این سخن رهبری را نادیده گرفتند خط امامی هستند؟ قران در مورد منافقین می گوید که آن ها بعضی از احکام خدا را قبول دارند و بعضی را قبول ندارند؛ آن چه به نفع آن ها ست قبول دارند و آن چه به نفع آن ها نیست قبول ندارند. ما در مسائلی که به نفع ما باشد بگوییم که خط امامی هستیم و در آن جایی که مغایر با منافع شخصی ماست ساز دیگری بزنیم. این یک حرکت منافقانه است. یک انسان سالم در ابتدا می گوید که من خط امام را قبول دارم ویا می گوید من خط امام را دربست قبول دارم. نمی شود که انسان خود را خط امامی بداند ولی بر خلاف رأی و نظر رهبری حرکتی انجام دهد. حتی کسانی که به قدرت می رسند و غرور آن ها را فرا می گیرد و نامه ی مقام معظم رهبری در مورد بعضی از افراد را نادیده می گیرند به آن ها باید هشدار داد که در مسیر خط ولایت استوار نیستند.


سومین ویژگی امام این است که امام هیچ گاه با دشمنان نظام همصدا نشدند. همیشه سخن و پیام و ندای امام بر خلاف منافع دشمنان اسلام و ابرقدرت ها و حکومت های مقتدر جهانی بود. در شب 16 خرداد 42 رادیوهای بیگانه از جمله آمریکا، شوروی، آلمان، رژیم صهیونیستی و رادیوهای برخی از کشورهای عربی یکصدا علیه امام حرف زدند. همان چیزی که رادیوی رژیم پهلوی در رادیو گفته بود و امام را مرتجع و عامل دست بیگانه خوانده بود و گفته بود که امام از جمال عبدالناصر پول گرفته است تا در کشور آشوب به پا کند، همه ی این رسانه ها تکرار کردند. بعد هم از آن سال تا سال 56 یک بایکوت عظیم علیه امام بود. خیلی جالب است که امام از سال 43 که تبعید می شوند تا سال 56 که نهضت امام به پیروزی می رسد، اگر روزنامه های خارجی را زیرو رو کنید و اگر اخبار و گزارشات رسانه های خارجی را مورد بررسی قرار دهید یک کلمه به نام خمینی نمی بینید. ما که در نجف بودیم در این فکر بودیم که رادیو بی بی سی را مجبور کنیم تا اسمی از امام بیاورد؛ رادیو بی بی سی برنامه ای به نام پاسخ به سوالات داشت، من نامه ای را نوشتم و از طریق یک از دوستانم در بحرین خواستم که این نام را به عنوان یک شنونده بحرینی به پستی بیاندازد- برای این که حتی متوجه نشوند که این نام از عراق فرستاده شده است – و از بی بی سی سوال کردم. اولین سوالم این بود که چرا بعضی ها به شوروی سوسیال امپریالیسم می گویند در حالی که شوری کشوری سوسیالیستی است. سوال دوم من این بود که شخصی در ایران به نام آیت الله خمینی در ایران بود که در سال 42 قیام کرد؛ آیا از سرنوشت او خبری دارید؟ جالب بود که رادیو بی بی سی به سوال اول من پاسخ داد ولی سوال دوم من را کاملا مسکوت گذاشت. حتی نگفت که شما سوال دیگری هم داشته اید. چنین توطئه ی سکوتی علیه امام وجود داشت. (ادامه را در قسمت دوم بخوانید)



  • کلمات ارزشی:
  • خواننده گرامی جهت برقراری ارتباط با مدیر وبگاه فقط در نوشته های مدیر نظر قرار دهید